چند وقته موهای جوجو بلند شده بود و تصمیم داشتم ببرمش ارایشگاه....جمعه که خونه مادرجون بودیم خاله زری  میخاست امیر رو حمام کنه بعد منم یهو به سرم زد گفتم پس اول موهاشو کوتاه کنیم بعد ببرش و از اونجایی هم که باباجون دستی در ارایشگری دارن قیچی و شونه همانا و کوتاه کردن و شیون و گریه امیرعلی همان!!!!خلاصه با هزار دنگ و فنگ موهاش کوتاه شد اما بعضی جاهاش بلندتر بود و یکدست نبود اخه نمیزاشت که..خاله حمام ش کرد و بعدش 3ساعتی خوابید.شب که اومدیم خونه بابایی گفت موهاش یکدست نیس اونم موزر برداشت به حال کله بچه که با شونه شماره بالا موهاشو یکدست کنه وقتی تموم شد دیدم دیگه مویی نمونده براش....طفلی زبون نداره بگه دست از سر کچل من بردارید.باز خوبه هوا داره خنک میشه کلاه میزارم سرش

 

 

  قبل از ......