کنترل ماه ششم

جوجوی مامان پایان شش ماهگی دو تا واکسن به پا و یک قطره فلج اطفال داشتی.واکسنت خیلی درد داشت از چشمات معلوم بود دلم سوخت.خدا رو شکر فقط یک شب تب کردی و روز بعد بهتر شدی.وزنت هم خوب بود و 1 کیلو وزن گرفته بود .قد و دور سر هم خوب بود.

کچل کردن امیرعلی

ا وا !!!! تو رو خدا ببین چی کارم کردن!!!اخه این چه حرکتی بود

 

من با چه رویی نگاه کنم.موهامو چی کار کردید؟؟؟؟؟!!!!

 

همچین با مشتم بزنم تو مختون که دیگه جرات نکنید دست به موهای من بزنید

 

یادش بخیر ما هم یه وقتی مو داشتیم

 

 

شب مبعث

دیشب بعدنماز اماده شدیم بریم بیرون پیاده روی و یه دروی تو خیابونا بزنیم،بعد یه ربع  قدم زدن امیرعلی تو بغل بابا خوابش برد.یه چرت کوچولو زد و بیدار شد سر راه یه بستنی فالوده خوردیم بچه مم هی نگاه کرد و دهنشو مزه مزه میکرد یکم بستنی بهش دادم و از بس سرد بود طفلی همه عضلات صورتشو منقبض کرد،با اینکه شب مبعث بود هیچ خبری نبود نه جشنی نه چراغونی!تعجب کرده بودیم تا مرکز شهر رفتیم و برگشتیم ولی اصلا معلوم نبودشب جشنه نمیدونم چرا!برگشتنی هم یه پستونک ابی خوشگل واسه امیرعلی خریدم با یکمی خرید خونه.تو راه برگشت که دیگه کاملا خوابش برد وقتی رسیدیم خونه خسته بودیم میخاستیم بخوابیم حالا امیرعلی مامان بیدار شده بودمگه خوابش میبرد،اینقد باهاش بازی کردم بلکه خسته بشه بخوابه،فایده نداشت ساعت 1 خوابید

امیرعلی در گل محمدی

 جمعه رفته بودیم گلستان گل محمدی مراسم گل غلتون رو واسه امیرعلی اجرا کنیم.الان دیگه تو کاشون فصل گل و گلابه و جشنواره ها شروع شده.کلی بهمون خوش گذشت.اینم چند تا عکس امیرعلی

 

 

 

عززززیززم

خووواب

چقد خوابم میاد دیشب خیلی دیر خوابیدم

 

خاموش کنید اون چراغو .چشمامو میزنه نمیتونم بخوابم

 

ای بابا اگه گذاشتن ما بخوابیم .سر صبحی دوربین گرفته دستش اومده عکس میگیره.اخه مادر من الان چه وقت اینکاراس.برو بزار بخوابم

 

 

میشه یه کمکی بدی دستم رو از زیر تنم در بیارم

 

هی   هی   با شما هستما یه کوچولو کمک کن دستم مونده این زیر داره له میشه

 

نه مثل اینکه کسی به داد ما نمیرسه خودم باید دست به کار بشم

 

دیدی خودم تونستم

 

 

 

من و پریا

 

 

مواد مورد استفاده در چند نوع سوپ

سوپ هایی که برای جوجوی خودم میپزم و خوب میخوره.به ترتیبی که شروع کردم مینویسم.البته میشه مواد رو جابجا کرد.ولی هر ماده جدید که اضافه میشه 3روز ادامه پیدا میکنه و بعد مواد تغییر میکنه تا اگه حساسیت داشت معلوم بشه

1-برنج.گشنیز.گوشت مرغ.هویج

2-برنج.جعفری .گوشت مرغ.هویج

3-برنج .جعفری .گشنیز.گوشت مرغ.هویج

4-برنج .جعفری .گشنیز.گوشت چرخ کرده.هویج

5-برنج.جعفری.گشنیز.شوید.گوشت چرخ کرده یا مرغ.هویج

6-برنج.جعفری.گشنیز.شوید.گوشت چرخ کرده یا مرغ.هویج.ماکارونی

7-برنج.جعفری.گشنیز.شوید.گوشت چرخ کرده یا مرغ.هویج.ماکارونی.گوجه فرنگی

8-برنج.جعفری.گشنیز.شوید.گوشت چرخ کرده یا مرغ.هویج.ماکارونی.گوجه فرنگی

9-برنج.جعفری.گشنیز.شوید.گوشت چرخ کرده یا مرغ.هویج.ماکارونی.گوجه فرنگی.عدس

غذا خور شدن کوچولو

با تموم شدن شش ماه حریره بادوم.سوپ.پوره سیب زمینی رو شروع کردم.البته کم کم.اولا کم و کمی رقیق درست میکردم به مرور حجم و غلظتش زیاد تر شد.سوپشم تکراری درست نمیکنم تا با انواع طعم ها اشنا بشه و اگه به چیزی حساسیت داشته باشه بفهمم.دوست داره و خوب میخودره البته شیر خودم در اولویته اینا رو کمکی میدم.شیر خشک رو هم قطع کردم

امیر علی و روروک

وقتی شش ماهت تموم شد یاد گرفتی با رورودک کمی راه بری البته سرعتت زیاد نیس فقط در حدی که میتونی کمی جلو عقب بری .جهت ها رو درست نمیری شانسی حرکت میکنی .همینشم خیلی خوبه.من زیاد تو روروئک نمیشونمت چون دلیلی نداره بیخود به ستون فقراتت فشار بیاد .میگن بچه با روروئک زود راه میفته !!!چه کاریه ...هر موقع که وقتش برسه خودت راه میفتی دست ببرم تو مسیر تکاملت که چی بشه.........