سومین دندون امیرعلی جان

چند روزه امیر مامان دوباره بیتابی میکنه و بهونه میگیره امروز متوجه شدم دندون سومش داره در میاد.تعجب کردم اخه دو تا دندون پایین در اورده الان دیگه باید دندونای بالایی در بیاد ولی دوباره دندون سومش هم پایین درمیاد!!!!مامانم میگه بعضی بچه ها اینطورین چهارتا دندون پایین در میارن بعد بالا شروع میشه بعضی ها دوتا پایین دوتابالا.به هر حال ترتیبش فرق نمیکنه مهم اینه که بچه حسابی اذیت میشه .انشالا زودتر دندوناش در بیاد و بچه م راحت بشه

دوباره موهاشو زدیم

چند وقته موهای جوجو بلند شده بود و تصمیم داشتم ببرمش ارایشگاه....جمعه که خونه مادرجون بودیم خاله زری  میخاست امیر رو حمام کنه بعد منم یهو به سرم زد گفتم پس اول موهاشو کوتاه کنیم بعد ببرش و از اونجایی هم که باباجون دستی در ارایشگری دارن قیچی و شونه همانا و کوتاه کردن و شیون و گریه امیرعلی همان!!!!خلاصه با هزار دنگ و فنگ موهاش کوتاه شد اما بعضی جاهاش بلندتر بود و یکدست نبود اخه نمیزاشت که..خاله حمام ش کرد و بعدش 3ساعتی خوابید.شب که اومدیم خونه بابایی گفت موهاش یکدست نیس اونم موزر برداشت به حال کله بچه که با شونه شماره بالا موهاشو یکدست کنه وقتی تموم شد دیدم دیگه مویی نمونده براش....طفلی زبون نداره بگه دست از سر کچل من بردارید.باز خوبه هوا داره خنک میشه کلاه میزارم سرش

 

 

  قبل از ......

            

 

ناگفته های یک ماه نبودنم

تو این یک ماهی که پست نزاشتم دندون دوم پسرم هم در اومد.کلی کار تازه یاد گرفته مثلا بای بای میکنه,کلاغ پر بازی میکنه,میگه حسین حسین کن سینه میزنه,دستمال میدم دستش میگم تمیز کن با دستای کوچولوش تند تند دستمالو به میز میکشه .....خلاصه جیگری شده برا خودش

ده ماه و نیمش بود که یه روز صبح که از خواب بیدار شد کمی تب داشت میگفتن بخاطر دندونشه که میخاد در بیاد دوروز کشید بردمش دکتر گفت ویروسه تا سه روز تب داره بعد خوب میشه .سه روز تموم شد بچه داشت تو تب میسوخت اشتها و حال نداشت.ساعت 11 شب حالش بدتر شدبردمش اورژانس یه شربت انتی بیوتیک داد بعدشم گفت ببرش ازمایش ادرار شاید عفونت ادراریه.صبح گه بیدار شد شروع کرد بالا اوردن و شدیدا بیحال شد فکر کردم بیهوش شده زنگ زدم دکترش و نوبت گرفتم بردمش بعد معاینه گفت گلوش عفونت داره همین.اون انتی بیوتیکم دیگه نده قویه براش بالا میاره.یا داروهای که داد روز بعد خیلی بهتر شد و دو روز بعد کاملا خوب شد .امان از دست بعضی دکترا که هیچی نمیفهمن و با جوم بچه های مردم بازی میکنن

فرصت هام دست امیرعلیه

سلام پسر گل مامان.

1ماهی هست که وبلاگت بروز نشده.از وقتی یاد گرفتی با کمک اشیا اطرافت بایستی دیگه نمیشه یه لحظه هم تنهات گذاشت.مدام باید نزدیکت باشم یه لحظه سربرمیگردونم یا پنکه رو گرفتی ازش بالا میری یا کنار میز ال سی دی وایسادی یااویزون میز تلفن شدی و ....

بخاطر همین زیاد وقت ازاد ندارم دیگه یه ساعتم که خوابی به کارای خونه میرسم.حسابی شیطون شدی .فکر میکنم راه بیفتی دیگه .......