بافت های مامان نسیم برای جوجو

 

دست کوچولو پا کوچولو

یه قدم دو قدم

 

امیرعلی عزیزم تازگیا یاد گرفتی چند قدم راه بری.دستت رو به یه جا تکیه میدی بلند میشی و بعد از کلی وقت تمرکز کردن راه میفتی.6-7 قدم بیشترین مسیری بوده که تا حالا رفتی.خودتم اینقد ذوق میکنی بعدش بلند بلند میخندی.فدات گلم خودم دورت بگردم.این عکسام از راه رفتنته.چون در حال راه رفتن عکس میگرفتم همش تار میشد

 

ایستادن امیرعلی جان

گلم ماهم قشنگم دیروز برای اولین بار تونستی رو پاهای کوچولوت بایستی و دوقدم کوچولو جلو بیای،همه ذوق مرگ شده بودیم،خونه مادرجون بودم تو طبق معمول کنارپشتی وایساده بوده و راه میرفتی بعد به من نگاه کردی یه دستتو از پشتی برداشتی به طرف من وایسادی و در حالی که میخندیدی اون دستتم برداشتی بعدش من دستم رو بطرفت باز کردم و گفتم بیا بغل مامان.یه لحظه دوتادستات تو هوا بود ورو پاهات وایساده بودی دوتا قدم به طرفم برداشتی و افتادی سریع گرفتمچند بار پشت سر هم اینکارو تکرارکردی تا قدمات به چهار تا رسید.دورت بگردم که میخای راه بیفتی

چه زود گذشت

الان که عکسای امیرعلی جون رو اپلود میکردم چشمم به عکسای ماه های اول و دومش افتاد چقد کوچولو بوده ..دوشنبه11 ماهش تموم شده و یک ماه دیگه 1 سالش میشه..چه زود گذشتsad face emoticon

دایی ش میگه چشم به هم بزاری میبینی باید بره مدرسه و دانشگاه و...باورم نمیشه جوجوی من داره یک سالش میشه .دارم فکر میکنم از این به بعد باید قدر لحظات با امیرعلی بودن رو بیشتر بدونم ..بیشتر باهاش بازی کنم بیشتر ببوسمش بیشتر بغلش کنم...

ادامه عکسهای تابستان

گلچین عکسهای تابستان93